مصاحبه ای در باب ترویج کنسرتهای موسیقی آنچنانی

گتوندنیوز:عضو هیات علمی دانشگاه در خصوص برگزاری کنسرت در دانشگاه ها اظهار داشت:بدون شک هیچ انسان عاقل و سالمی مخالف شادی و شاد زیستن نیست ولی نسخه ای که این افراد برای تحقق این موضوع پیچیده‌اند، بیش از آنکه به خوراندن دارو شبیه باشد به تزریق سم شبیه است.

*************************

علی زنگنه فعال فرهنگی و عضو هیات علمی دانشگاه شوشتر در خصوص رواج برگزاری کنسرت های موسیقی در دانشگاه ها در گفتگو با خبرنگار گتوندنیوز گفت: به اعتقاد کارشناسان، افسردگی نوعی بیماری است و تاکنون کسی نتوانسته به یقین اثبات کند که از طریق برگزاری مراسم هایی نظیر کنسرت و یا شنیدن موسیقی می شود انسانی را درمان کرد؛ البته صحبت‌هایی از طرف برخی افراد در خصوص افسرده بودن جوانان و لزوم پرداختن به برنامه‌های مهیج و شاد مثل  کنسرت و موسیقی‌های آنچنانی شنیده می شود که اگر این افراد رو مغرض نخوانیم در آگاهی آنها نسبت به این مسائل باید شک کنیم!

زنگنه در ادامه افزود: تحقیقات علمی که توسط غربی ها صورت گرفته نشان می‌دهد که موسیقی‌های غالب غربی که با سبک‌هایی نظیر “رپ” ، “راک” ، “پاپ” و … شناخته می شوند جزء اصلی‌ترین عوامل در تخریب روان انسان‌ها و ایجاد اختلالات روانی در افراد و خصوصاً جوانان به‌شمار می روند.

وی تصریح کرد: برخی از افرادِ به اصطلاح روشنفکر، پا را از این هم فراتر گذاشته و با ایراد خزعبلاتی، مدعی تأثیر منفی عزاداری‌های مذهبی بر شادی روحیۀ عمومی ملت ایران  و جوانان شده‌اند؛ در صورتی که آخرین تحقیقات میدانی صورت گرفته توسط روان پزشکان و متخصصان ایرانی در دانشگاه‌ها نشان از تأثیرات مثبت اینگونه مراسمات در بالا بردن روحیه، امیدواری به آینده و بر طرف کردن احساس گناه و افسردگی در نزد افراد شرکت کننده نسبت به افرادی که در این مراسمات حاضر نمی شوند می باشد.

این فعال فرهنگی اظهار داشت: بدون شک هیچ انسان عاقل و سالمی مخالف شادی و شاد زیستن نیست ولی نسخه ای که این افراد برای تحقق این موضوع پیچیده‌اند، بیش از آنکه به خوراندن دارو شبیه باشد به تزریق سم شبیه است.

زنگنه در پایان گفت : رسوخ تفکراتی نظیر وارد کردن کنسرت ها و مجالس آنچنانی به دانشگاه ها بسیار خطرناک و قابل تأمل است و افرادی که آگاهانه و یا ناآگاهانه قصد توسعۀ این مجالس در دانشگاه‌ها را دارند به‌صورت غیر مستقیم تلاش مخربی را در راستای کُند کردن حرکت علمی کشور تدارک دیده‌اند.

سد گتوند؛ افتخار ملی یا فاجعۀ ملی!

     نزديك به ۱۵ سال پيش، عمليات اجرايي طرح ملي سد و نيروگاه گتوندعليا روي رودخانه كارون آغاز شد. اين سد كه بلندترين و بزرگ ترين سد خاكي كشور محسوب مي شود با روزي يك ميليارد تومان هزينه در طول ۱۵سال گذشته بزرگ ترين كارگاه عمراني كشور بوده و هست. اين سد هم اينك مراحل پاياني آبگيري خود را مي گذراند. همزمان با اتمام اين سد و آغاز آبگيري آن موجي از نگراني و اميد در مجامع خبري برانگيخته شد. اميدواري از اجراي اين طرح از آن جهت بود كه اين سد با هدف تأمين آب شرب و كشاورزي مورد نياز منطقه دغدغه مردم را از كمبود آب در مواقع خشكسالي ها رفع خواهد كرد. اما نگراني از آبگيري سد به مراتب گسترده تر و بحث برانگيزتر بود. اغلب شنيده مي شود اجراي چنين طرحي بدون پشتوانه مطالعاتي زيست محيطي صورت گرفته و براي محيط زيست منطقه فاجعه آفرين خواهد بود. اكثر منتقدان سد گتوند معتقدند وجود توده هاي نمكي در حوزه مخزن سد بر كيفيت آب كارون اثرات نامطلوبي خواهد گذاشت و آب كارون شور خواهد شد
محمدحسين معنوي فر مدير اجرايي سد گتوند در پاسخ به اين انتقاد مي گويد: براي توسعه رودخانه كارون در بخش بين گتوند و سد شهيد عباسپور، پيشنهاداتي توسط شركت (هارزا) در سال ۱۳۴۶، (موننكو) در سال ۱۳۵۴ و (ايكرز) در سال ۱۳۶۱ ارائه شد. تمامي اين پيشنهادات شامل ۴ساختگاه بوده است. در نهايت قرارداد خدمات مهندسي پروژه گتوندعليا توسط كارفرما با مشاورين مشانير- كايتك منعقد شد كه هدف از آن بررسي و امكان سنجي اجراي طرح در ساختگاه فعلي بوده است. در مجموع مطالعات اوليه توسط شركتهاي مشانير و كايتك چين در سال ۱۳۷۶ پايان و توسط شركت لاماير مورد بازنگري قرارگرفت. در سال ۱۳۸۲ شركت مهندسي مشاور مهاب قدس به عنوان مشاور طرح جهت تكميل مطالعات مرحله دوم و نظارت بر عمليات اجرايي انتخاب شد
وي در خصوص وجود توده هاي نمكي در درياچه سد مي گويد: در فاصله ۵/۴ كيلومتري از بدنه سد رخ نمون هاي نمكي به طور ۲كيلومتر بصورت منفصل و تكه تكه مشاهده مي شود. اين پديده زمين شناسي در مطالعات اوليه سد تشخيص داده شده اما از نظر مشاوران حجم رخ نمون ها در قياس با ظرفيت ۲۱هزارهكتاري و ساحل ۳۰۰كيلومتري سد مشكلي بوجود نمي آورد. در عين حال براي اطمينان خاطر بيشتر در مطالعات تكميلي از نظرات مشاوره اي و كارشناسي شركتهاي دانماركي و انگليسي و برجسته ترين صاحب نظران ايران و جهان بهره گرفتيم كه نتايج تحقيقات و نظرات آنان در اسناد مطالعاتي سد وجود دارد. با اجماع نظر كارشناسان مبني بر بي اثر بودن توده هاي نمكي بر كيفيت آب، براي بالا بردن ضريب اطمينان قبل از آبگيري سد اجراي پتوي رسي با حجمي عظيم و اعتباري بالغ بر ۶۰ميليارد تومان براي پوشش توده هاي نمك از يك سال و نيم پيش شروع شده و تا قبل از آبگيري سد به اتمام خواهد رسيد.

ادامه نوشته

در تب و تاب انتخابات

بسمه تعالی

نقدی بی پرده بر کاندیداتوری حجه الاسلام ظاهری

نامزد هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شهرستان شوشتر

استاد عزیز و ارجمند؛ جناب آقای ظاهری

هرچه کردم نتوانستم تشویش افکار و تلاطم اذهانم از بابت حضور ناباورانه تان در عرصه انتخابات مجلس هشتم را در پس آرامش ظاهریم پنهان کنم؛ فلذا ـ مانند موارد مشابه ـ تسکین خود را در نگارش نقدی منصفانه بر تصمیم حضرت عالی یافتم.

بنده ی حقیر ـ به عنوان یکی از دوستان میانه تان ـ از همان ابتدا با کاندیداتوری شما مخالف بوده و حضور در عرصه ای که اخلاص و روشنفکری تان لابه لای هوچی گریِ روباه صفتان گم شود را ناپسند می دانستم و پشیمانی تان در تصمیمی که اتخاذ کرده بودید آرزویم بود؛ که البته محقق نشد! (این را هم در همین ابتدای کلام بگویم که هر چند دامن افکار فرهیخته ات پاک تر از آن است که بنده ی سراپا تقصیری چون من در جایگاه راهنمایی مصلح برای تو درآید، لیکن این «تنفع المومنین» بود که مشوق و محرکم شد تا این مطلب را به رشته ی تحریر در آورم؛ در نتیجه ی نگارش این سطور نیز، نه خوشایند موافقین موجب دلگرمیم خواهد شد و نه بدآیند مخالفین باعث پشیمانیم؛ و خود بهتر از هر کس دیگری می دانی که این لحن نوشتار مقصودی جز امر به معروف و نهی از منکر ندارد؛ و بشکند قلمم اگر جز این باشد!)

                                                                          

آقای ظاهری!

تو با کسانی در افتاده ای که از «ب»بسم ا...ترفندهای خیانت بارشان آغاز شده و اصحاب حق و منطق را از همین ابتدای کار انگشت به دهان نموده اند؛ شاهد این مدعا نیز حرکتی شگفت و نادر در تائید صلاحیت هاست، که می طلبید مسئولین امر در این قضیه ثبات رای بیشتری را از خود نشان می دادند؛ که متاسفانه ندادند!

تاریخ نشان داده، خدمتی که مبتدایش با خیانت باشد، بی شک خبری جز جنایت در پی نخواهد داشت؛ آن هم جنایتی از نوع «جنایت در حق بشریت»! مگر آنگاه که مردم ـ طی فرآیندی خیانت بار ـ فریفته شده و چندین سال آزگار مقتول نفسانیات و بی لیاقتی فردی از آل غاصبین می گردند را چیزی جز جنایت می توان نامید؟!؛ و به همین دلیل، کم نیستند کسانی که در این زمانه - از حلقه منتصبین گرفته تا منتخبین - بر کرسی هایی تکیه زده اند که حتی لیاقت نظافت آنها را هم ندارند؛ که اگر اینگونه نبود، اوضاع مملکت ما بدین گونه نبود!

برادرم!

گفتم: با آمدنت شدیداً مخالفم؛ برایم از بدبختی های شوشتر گفتی و از تکلیف!

گفتم: رقبایت اغلب اهل خیانت اند نه اهل سیاست؛ برایم از صبر گفتی و از اخلاص!

گفتم: چندی ست که - به هر دلیل منطقی یا غیر منطقی - وجه ی روحانیت در نزد مردم خدشه دار شده، این را چه می کنی؟؛ تو برایم از عوام و خواصی گفتی که فوج فوج برای اعلام تکلیف به سراغت می آیند!

گفتم: حاجی! برخی از رقبایت پر زر و زورند؛ نگاهم کردی و با آن آرامش همیشگی ات از توکل گفتی و از عقوبت اخلاص و ... خلاصه هر چه گفتم پاسخی دادی! آن روز زبانم بند آمد و دیگر هیچ نگفتم و البته آن خاموشیم نشانه رضایت نبود و خوب می دانی که رضایت من با سکوت نیست!

حال که با اراده ی مثال زدنی ات به میدان آمده ای، می خواهم بدانم؛ آری! تو خود برایم بگو، آنگاه که تخریبات (و نه تبلیغات) آغاز شده، گرد و غبار به راه بیفتد و وعده های کذب، مشهورِ لاینفک این پروسه گردد، چگونه می خواهی صداقت و اخلاصت را برای مردمی تشریح کنی که گوش هایشان را پر از دروغ و قلب هایشان را پر از تشکیک نموده اند؛ در آن زمان اگر حتی سینه ات را بشکافی تا عیار خلوصت را به ملت نشان دهی، کمتر کسی آنچه را که می بیند باور خواهد کرد (از بس فریب مغلطه خوردیم با سراب - لب تشنه در کناره ی زمزم گداختیم)!

در میان این حضرات (رقبایت را می گویم) کسانی هستند که اگر منافع و مصالحشان اقتضا کند، صبح سحر اصلاح طلب می شوند و عصر افطار اصولگرا! نمی گویم که در این قائله با عمل به اخلاق سیاسی اسلام، شکست خورده ای پیش از نبرد خواهی شد؛ لیکن در این زمان که ملاکِ مشروعیت را رای مردم قرار داده و مقبولیت را - به اشتباه - عامل اثبات حقانیت قلمداد می کنند، خطرناک ترین شیوه ی اعلام آمادگی برای خدمت، آن است که خود را در معرض رای ملتی قرار دهی که فریب دادن آنها نیز بخشی از قائده ی بازی باشد!

استاد ارجمند!

از اینکه امروز برخی تو را به چشم رقبای اپورتونیستت می بینند خونم به جوش می آید؛ و ای کاش عوام الناسی که نامت را به بدی یاد می کنند، می فهمیدند که نادانسته، فرصتی طلایی برای تحول این دیار عزیز را به بازی گرفته اند! این را می دانم که تو نه برای پیروزی که برای ادای تکلیف به میدان آمده ای؛ ولی این را نیز به دانسته هایت بیفزا که اگر حال و هوای مردم و کاندیداها مانند دوره های پیشین باشد، بایستی خود را برای جفایی که در حقت روا داشته خواهد شد مهیا کنی!

اکنون که سخن بدین جا رسید، پس بگذار تا گونه ای دیگر از رنج هایم را هم برایت مکتوب کنم!

افغانستان، هندوستان، شاید هم روستای دور افتاده ای در جنوب آفریقا!؛ نمی دانم!

گاهی اوقات به سرم می زند بروم به جایی که نبینم چگونه آب به آسیاب نابودی خود می ریزیم؛ تا لااقل با ندیدن این تراژدی (که اوج آن هر چهار سال یک بار است) آتش درونم اندکی فروکش کند! آخر این چه مصیبت عظمایی است که گریبان شوشتر را گرفته؟! چگونه زجه بزنم در عزایی که از بابت نزاع های کثیف قومی وجدان های بیدار و عدالت جوی این شهر را داغدار نموده است!

خداوندا! غصه ی مظلومیت شهری که ساکنانش وامانده و درمانده - برای حل مشکلات - به جای حبل المتین به صورت یکدیگر چنگ می زنند را چگونه فریاد کنم؟! به راستی چه کنیم؟ چه بگوئیم؟ و این دشنه ای که مدام از پشت بر گرده ی خود فرو می کنیم را چه بنامیم؟!

از نژادهای بختیاری و شوشتری و عرب که بگذریم؛ والله قسم، ترک و بلوچی که ساکن شوشتر شده اند شوشتری اند! باور کنیم که همین به اصطلاح اجنبی های مقیم شوشتر، شوشتری تر از کسانی هستند که چهار سالی یک بار فیلِ شان یاد هندوستان می کند و از کرج و تهران و ... می آیند تا رای به قومیت خود بدهند!

آقای ظاهری!

جداً بـرایتان متـاسف می شوم وقتی می بـینم رقیب برخی کسانی شده اید که شوشتـری بودنشان پریـودی است که با شیپور انتخابات ظهور می کند، و گویا برای تحمل دردهای خود، راهی جز ابراز وجود در عرصه انتخابات نمی بینند (الذین فی قلوبهم مرضاً فزادهم الله مرضا)!

انصافاً؛ کسی که هر روز بعدازظهر، خیابان های قاطرروی شوشتر او را در میان ترافیکِ لعنتی اش له نکند، چگونه می تواند بفهمد شوشتر یعنی چه؟! اگر شوشتری (شوشتری نه به معنای نژادی آن، بلکه مقصودِ نگارنده، منتسبِ مصطلحی ست که برای اهل شوشتر می آید)؛ آری! اگر شوشتری بپذیرد چنین کسانی زندگی اعیانی خود را برای خدمت رسانی به مردم مظلوم این شهر رها کرده و آمده اند تا آن چند صد میلیونی را - که از عرق جبین و کدِّ یمینِِ خود پس انداز نموده اند - در راه تکلیف دینی و میهنی خود صرف نمایند؛ حماقت بزرگی مرتکب شده است!

ماحصل کلام اینکه: برادرم ابراهیم!

در زمانه ای که زرق و برق دنیا قلوب ساکنانش را مغلوب نموده و اوضاع معیشت چنان ناگوار شده که دین مردم از پنجره ی خانه ی خیلی شان گریخته، عدالت خواهی و آرمان گرائیت، به زعم ماهیگیرانی که در حال صیادی در این شهر گل آلودند چندان خوش نخواهد آمد!؛ و چه بسا در صدد تخریب و ترور شخصیت ارزشمندت برآیند؛ که البته برآمده اند!

بی شک مقصود این حقیر از تقدیم نقدِِ پیش رو، محروم نمودن شوشتر از وجود مدیری مدبر چون شما نیست؛ بلکه دغدغه ی خاطر این قلم، اندیشیدن تدبیری است که ضمن مرتفع نمودن نگرانی دوستان و هم قطاران خود، عزت آخرت و دنیایت را نیز در آن پی بگیری؛ ان شا ا..!

ارادتمند علی زنگنه

مقاله مرتبط:  تبلیغات یا تخریبات

به بهانه نزدیکی انتخابات

 

«تبلیغات یا تخریبات»

 

بسمه تعالی

     در مملکت ما چند ماهی پیش از شروع انتخابات، فعالان سیاسی - شدیداً -  به پیشباز آن می روند؛ دید و بازدیدهای حزبی افزایش چشم گیری پیدا کرده و برخی از گروه ها به یکدیگر نزدیک شده و بعضی دیگر به گسست از یکدیگر رضایت می دهند. از هم اکنون تا چند ساعت پس از انتخابات(!) تمام قدرت بالقوه ی تشکل های سیاسی به صورت بالفعل درآمده تا شاید رای مردم را تصاحب(!) نمایند.

     شیپورها، پلاکاردها، پوسترها و بروشورها، مجالس و میتینگ های تبلیغاتی و... در آینده ای نزدیک، کل مملکت را احاطه خواهند کرد (هرچند که یارگیری و تبلیغات غیر رسمی برخی از کاندیداها از مدتی پیش آغاز شده است!) به نحوی که هیچ کس توان گریز از شعاع گسترده ی آن را نخواهد داشت و کل ملت، محکوم به نظاره ی تصاویری ژست گرفته از نامزدها خواهند شد.

     متاسفانه چنین فرایندی را تبلیغات می نامند؛ اما با توجه به کیفیت و ترفندهای اجرایی آن باید به دنبال نام شایسته تری برای آن باشیم. اگر رودربایستی را کنار بگذاریم خواهیم دید که از سوی غالب شرکت کنندگان در این پروسه، انتخابات یک مسابقه فرض می شود و در آن - معمولاً - هر کس از آبرو و سرمایه ی خود بیشتر و به نحو بهتری خرج کند، پیروز است.

    به نظر بعضی صاحب نظران!، منتخبینی که نامشان از صندوق به عنوان نمایندگان ملت بیرون می آید، اصلح بودن یا نبودنشان در روند اجرای مردم سالاری هیچ خللی ایجاد نمی کند! چنین افرادی مدعی اند که: «اصل موضوع آن است که خلایق به ایشان رای داده اند، آنها را خواسته و برگزیده اند؛ موضوع اصلی دموکراسی است که آن هم الحمدلـ.. رعایت شده است و همه بایستی گردنی باریک تر از مو در مقابل رای اکثریت داشته باشند و به آرای عمومی و ذائقه غالب ملت احترام بگذارند.»؛ برخی دیگر از این دوستان هم که خود را به شدت مقید به دموکراسی دانسته و البته دفاع از مفاد آن را با نیم نگاهی ابزاری به مبانی فکری ملت ایران در دستور کار خود قرار داده اند اضافه می کنند که: آیا شما اینطور فکر نمی کنید؟! مگر میزان رای ملت نیست؟!

     در پاسخ این دوستان باید عرض شود که: آری، میزان رای ملت است، ولی کمی آرام تر!

1)     در هر جامعه ای فرد برای دست یابی - و یا نزدیک شدن -  به زندگی مرفه و شایسته، ناگزیر است نیازمندی های خود را اولویت بندی کند تا در زمان انتخابِ میان دو یا چند چیز، آن چنان عمل کند که در نهایت به آرزوهایش نزدیک شود.

طبیعی است که دموکراتیک بودن جوامع - خصوصاً جامعه ما - باید رای دهندگان را بر آن دارد تا از حق انتخاب خود به عنوان دستاویزی بی مانند برای رسیدن به آنچه «آرزو»ی خود می دانند نهایت بهره را ببرند.

حال، از زن و مرد و پیر و جوان ایرانی، از همه بپرسید که حاجات برگزیده شان چیست؟

آیا خواستار بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی خود نیستند؟ نیاز اصلی جوانان برای تشکیل زندگی مشترک، اشتغال و مسکن نیست؟ آیا بهبود وضعیت خدمات شهری و زندگی در محیطی خوشایند، از جمله آرزوهای برآورده نشده ی اکثر شهرنشینان ایران امروز نیست؟ ...و به راستی مسئول پیگیری شکایات عامه ی مردم در زمینه ی فساد، اعتیاد، ارتشاء، پارتی بازی و امثالهم، در جامعه بر عهده کیست؟

2)     انتخابات، فرصتی مناسب برای بیان دردها و مشکلات مردم از سوی نامزدهاست، که بدون شک، بینش و درک عمیق نیازمندی های برتر ملت، تنها در کلام فرهیختگانِ کارآمدی جاری می شود که دلسوزانه، از متن مردم برخواسته باشند. آگاهان امیدوارند تا در این «بهترین فرصت» همگرایی ملت برای دستیابی به نیازهای برترشان، منجر به انتخاب شخصی مردمی، خدمتگذار، متعهد، متخصص و سیاستمدار (و نه سیاست باز) گردد.

3)      اما قرار است مردم، شناخت بهتر و بیشتری را نسبت به کاندیداها پیدا کنند؛ و بدین سان تبلیغات آغاز می شود! گرد و غبار به راه می افتد، همه جا را شعار فرا می گیرد، چشم ها مبهوت تصاویری می شوند که بر روی دیوارها از سر و کول هم بالا می روند، مشت های زیادی بدون منطق خاصی گره می خورند؛ درود می فرستند و مرگ حواله می کنند! ...و گروهی نیز - از سر بدبختی و یا نادانی - رای خود را به یک پرس غذا و یا چیزی شبیه به آن می فروشند.

در میدان رقابت هم، برخی کاندیداها با هماهنگی قبلی و یا پیشنهادی پنهانی، عرصه را برای گردن کلفت های پرطرفدار خالی می کنند (حساب این افراد را از «تکلیف گرایانی» که شایسته تر از خود را در گود می بینند و کنار می روند، جدا کنید!). در جامعه فضای تحقیق و اندیشیدن ناگوار می شود و  نفس های مردم بر زیر لگدهای تبلیغاتی به شماره می افتد.

4)     در چنین فضایی، معیارهای انتخاب (برخی از عامه مردم) به واسطه بمباران های تبلیغاتی صورت گرفته تغییر کرده و دقیقاً چنین اوضاعی است که موجب تحریک و تقویت شاخص هایی همچون قوم و قبیله و زبان و حزب و مال و جمال و... به عنوان «ملاک های مجازی انتخاب» می شود که نتیجتاً، «شایسته سالاری» در انتخابات را دچار چالشی عمیق نموده و تعهد، کاردانی، وفاداری به اسلام و انقلاب و برخاسته شدن از متن مردم -که به حق، اصلی ترین معیارهای انتخاب اصلح به شمار می روند- مورد غفلت قرار گیرند؛ و بدین سان، بهترین فرصت برای رسیدن - یا حداقل نزدیک شدن - مردم به آنچه که به عنوان خواسته های اصلی و آرزوهای کوتاه مدت شان بود از دست می رود!

5)     با توجه به آنچه تقدیم گردید؛ نگارنده قویاً معتقد است که چنین فرآیندی تبلیغات نیست، بلکه  شایسته ترین نام برای آن «تخریبات» است!

     این یادداشت قصد توبیخ آرای مردم عزیز کشورمان را در طول انتخاب های گذشته ندارد، بلکه عرض و تاکید آن بر هوشیاری بیش از پیش قشرهای مختلف جامعه در انتخاب گزینه اصلح است؛ به امید آنکه رای مردم موجب اعطلای بیش از پیش جمهوریت و اسلامیت نظام و منجر به اصلاح امور و رفع مشکلات دولت و ملت گردد.

                                                                                                                                ان شاا...

                                         

                                                                                                            علی زنگنه

دفاعی با تاکتیک های  سردرگم

     بزرگان ما همواره بر این نکتۀ اساسی تأکید کرده اند که "جوانان ما دارای قلبی پاک و روحی مستعد برای گرایش به سمت معنویات می باشند"؛ لیکن با کمال تأسف باید بپذیریم که غفلت، بی برنامگی و عدم هماهنگی متصدیان فرهنگی تاکنون موجب وارد آمدن لطمات بسیاری بر بدنۀ فعال جامعه (جوانان) شده است.

       اعتقاد نگارنده بر این است که عامل اصلی تفاوت های موجود میان تفکرات و نوع ذائقۀ فرهنگی نسل های پس از جنگ یا پیش از آن، تنها به دلیل هجوم فرهنگی- یا به تعبیر رهبر فرزانه ی انقلاب، شبیخون فرهنگی- نیست؛ بلکه مضاف و مهم تر از آن، عدم درک مناسب و بیگانه بودن این مسئولین با جو حاکم و تغییرات اساسی در جهان پیرامون بوده که تاثیرات مستقیمی بر جوانان ایرانی داشته است.

ادامه نوشته

از ماست که بر ماست!

       چند وقتی است که حرکات خودمان (ایرانی جماعت) را ریز شده ام و مشغول تجزیه و تحلیل رفتارهای اجتماعی این قوم برگزیده! هستم. البته ما حصل این تحقیق را - که در پی خواهد آمد -هر چشم بینایی می تواند به وضوح در رفتار امروز و تاریخ این مملکت ببیند؛ ولی کمتر کسی پیدا می شود که دنبال دردسر بگردد!

       این نوشتار قصد توبیخ و یا توهین به شخصیت ایرانیان را ندارد؛ بلکه انتقادی صریح و بی پرده است نسبت به ضعف های اغلب تاریخی – خودمان؛ شاید که فکری به حال خودمان بکنیم !

      البته این را هم عرض کنم که ابتدا قصد داشتم این مطلب را به صورت طنزواره بنویسم تا شاید زیر بار خجالت این واقعیات زندگی مان بیشتر دوام بیاورم ولی...در هر صورت نتوانستم!

 

1)     دروغ گویی مان

این صفت زشت چنان در بین ما رایج شده (به شما جماعت اندکی که خود را مقید به راست گویی می دانید کاری ندارم) که برای اثبات آن به هیچ دلیل و مدرکی احتیاج نیست. جامعه ی ما دروغ را به عنوان یک خطای انسانی! پذیرفته و مانند یک عامل وراثتی، خود را در رفتارهای ما به خوبی نشان می دهد.

ادامه نوشته

مقاله (چادر؛ هدف یا وسیله)

این مطلب، نقدی است بر طرح استفادۀ اجباری دختران دانشجو از چادر (در برخی از دانشگاه ها)

پوشش يا حجاب زنان در جامعه، حركتي است مقدس در جهت مصون ماندنِ »زنان و جامعه« از گزند انحرافات اخلاقي‌ و ناهنجاري‌هاي مترتب بر بدحجابي، كه در مكتب اسلام نيز بسيار برآن تأكيد شده است‌. پس از پيروزي انقلاب‌، اين موضوع به صورتي خاص مورد توجه قرار گرفت و در جهت اجراي پوشش اسلامي زنان در جامعه‌، تلاش‌هاي فراواني انجام پذيرفت‌‌.

ادامه نوشته

مقاله (جنبشی که باید از نو شناخت)

       به تاریخ نیم قرن اخیر کشور که بنگریم جنبش های دانشجویی به عنوان تشکل هایی خود جوش و آرمانگرا همواره نقش تعیین کننده ای در تحولات سیاسی - اجتماعی ایران بازی کرده اند. دوران قیام های انقلابی، تسخیر لانه جاسوسی، هشت سال دفاع مقدس و حضور پررنگ و فعال آنان در عرصۀ سیاسی کشور در طی سال های اخیر را می توان از عمده حرکات جنبش فرهیختگان جامعه ایران به حساب آورد. با توجه به چنین منزلتی، لغزش ها و انحرافات جنبش دانشجویی خطرات فراوانی را برای جامعه و دانشجو به همراه خواهد داشت.
ادامه نوشته