ما را به نثر خوشت ای بوق گرفتار نموده ای!

"جیگر"، همان الاغ محبوب کارتون عروسکی کلاه قرمزی است که چند قسمت اخیر آن را رنگ و بوی با مزه‌تری بخشیده است. شایعۀ ممنوع التصویر شدن این موجود با نمک، واکنش‌های فراوانی را در پی داشته ولی مهم‌تر از آن، حمایت بی چون و چرای دوستان "جیگر" از بی بی سی فارسی و وبلاگ خبری "بوق شوشتر" بوده که در نوع خود کم نظیر و شاید هم بی سابقه بوده است.

دوستان "جیگر" عقیده دارند که مدیریت این وبلاگ در پی اعلام موضع حق طلبانه و حقوق بشری؛ جان و مال و اعتبار چندین سالۀ مطبوعاتی و خبرنگاری خود را در معرض خطر حتمی قرار داده است.

     خبرها حاکی از آن است که "پدر ژپتو" اعلام کرده چنانچه دولت ایران و مسئولین مستبد شهرستان شوشتر، فشارهای خود علیه این مدافع حق و حقیقت را متوقف نکنند، به نشانۀ حمایت از خبرنگار "بوق شوشتر"، پینوکیوی شمارۀ 2 را با شمایل این اسطورۀ آزادی خواهد ساخت و از سر در دفتر مرکزی بی بی سی فارسی در لندن آویزان خواهد کرد.

     شاگردان نزدیک و شیفتگان مکتب این استاد خبرنگاری (مکتب "نون بیار خبر ببر") ضمن ابراز تاسف شدید از وضعیت جسمانی ایشانٰ اعلام کرده‌اند که وی در پاسخ به این سوال که چرا تندروهای افراطی و مرتجعین شهرستان شوشتر به سایر وب سایت‌ها و وبلاگ‌های خبری هیچگونه تعرضی نمی کنند و حجم وسیع فشارها و محدودیت‌ها فقط شامل حال بوق شوشتر شده است، تنها به به خواندن این شعر سوزناک بسنده کرده‌اند که:  اینچنین است شیوه ایام - زاغ در باغ و بلبل اندر دام!

     "بزبزقندی" نیز به عنوان دبیرکل مجمع جهانی حیوانات وهابی، طی نطقی آتشین اعلام کرده: اگر حکومت ایران و رادیکالیست‌ها دست از سر جیگر کلاه قرمزی، بی بی سی فارسی و خبرنگار شوشتری بر ندارد، یکی از پسران خود را جلیقۀ انفجاری پوشانده و او را به اردوگاه دیکتاتورها رهسپار خواهد کرد. وی افزود: تصمیم این مجمع برای انجام این کار قطعی شده و تنها موضوع باقی مانده که ذهن هیئت رئیسۀ این تشکل را به خود مشغول کرده این است که نمی دانند شنگول را بفرستند یا منگول را!

     حاج زنبور عسل و والدۀ مکرمه‌شان، سرندی پیتی، خاله قزی، پسر شجاع و ابوی محترم نیز ضمن ایجاد یک کمپین فرهیخته در فضای فیس بوک، از کلیۀ حق طلبان، خبرنگاران آزاد و مدافعان گردش صحیح اخبار و اطلاعات در سطح جهان دعوت کرده‌اند تا به پیشتیبانی از جیگر، صادق مصفا و مدیریت بوق شوشتر، آنها را همیاری نمایند!

     در ادامه خاطر نشان می سازد؛ اعلام موضع این خبرنامۀ پرمخاطب محلی آنچنان بازتاب گسترده‌ای در سطح ایران و برخی کشورهای جهان داشته که سایر مظلومان را نیز برای احقاق حقوق پایمال شده‌شان از مجرای وبلاگ "بوق شوشتر" به صف کشانده است. از جمله؛ "کُپُـل" که ادعا می کند تفکیک جنسیتی مدتی است با صلاحدید مدیریت متحجر "مدرسۀ موش‌ها" شامل حال دانش آموزان آنجا نیز شده، خواستار پیگیری و محکومیت این اقدام ضدبشری جمهوری اسلامی، توسط وبلاگ بوق شوشتر شد. وی اضافه کرده؛ از زمان اجرای این مقررات سخت گیرانه، موفق به ملاقات با "نارنجی" نشده و به همین خاطر در طی شش ماهۀ گذشته، بیش از 25 درصد از گردی خود را در فراغ معشوق از دست داده است!

     در پایان، شعری از "دکتر ارنست" که پس از رهایی از جزیرۀ متروک، به زبان و ادبیات فارسی علاقمند شده و در حمایت از "جیگر شوشتری" سروده است را تقدیم محضر خوانندگان می کند:

ای که در گلشن اخبار نمودنده شدی

منفجر گشته و چون ماست پراکنده شدی

بسکه زیبا قلمی جمله نمودند تو را

عالمان منتخب خویش و شرمنده شدی

ترسم که به کعبه نرسی اعرابی!

خبرنگاری، وبلاگ نویسی و خبرسازی هم – خصوصاً در فضای مجازی – برای خود عالمی دارد! حلقه این حضرات آنقدر وسیع است که تحقیقاً هر "حیف نانی" بی هیچ مدرک و سندی می تواند ادعا کند که؛ "بنده فلانی هستم، خبرنگار خبرگزاری درپیت نیوز"!

     البته کم نیستند بندگان خدایی هم که در مواجهه با چنین موجودات بازیگوشی (غالباً ناآشنا با فضای سایبر و مشخصه‌های بنیادین فعالیت کاربران در آن) ارادتی پیشکش کرده و جایی هم در صدر مجلس برای این به اصطلاح خبرنگاران خالی می کنند؛ که حالا این معضل، علاوه بر نادانی این دوستان (همان بندگان خدا را عرض می کنم) از چه موضوعات دیگری سرچشمه می گیرد، فرصتی مناسب برای خود می طلبد که فعلاً بماند لای یک جفت نان داغ تا بعد!

     نمونه‌اش، همین وبلاگ خبری "بوق شوشتر" خودمان با آن به اصطلاح خبرنگار با مزه‌اش! از باب استحضار عرض می کنم؛ روال همیشگی این خبرنامه، طی دو سالی که از عمر پربرکتش می گذرد بر این دیسیپلین استوار بوده که شرح مشغولیات و معضلات غالباً خودساخته پیرامون خود و وبلاگ متبوعش را، یک در میان به خورد مخاطب داده تا شاید بدین وسیله با چندبار تیتر شدن، وجاهتی اجتماعی برای خود دست و پا کند؛ که البته این مهم به لطف نثر فرهیخته و پویا و تخصص ویژه ایشان در انداختن تشت خود از بام، تا کنون محقق نشده است.

     غرض از مقدمه چینی فوق این بود که؛ چند روز پیش و صرفاً از باب تفرّج به همراه تنی چند از دوستان به همین وبلاگ منظور سری زده تا شاید همچون گذشته از کیمیای نوشتار و انشای بی بدیل مطالب آن، موجبات انبساط خاطر خویش را فراهم ساخته و در سایه سار قلم پر از لطایف الحیل نگارنده مخلص آن، لختی غم زمانه را بی خیال شویم؛ که نشد!! می فرمائید چرا؟! عرض می کنم:

     واقیت موضوع این است که محتوای مطالب "بوق شوشتر" تا پیش از این، حول موضوعاتی همچون «کمپین حمایت از مدیر خبرنامه» و «گلاویز شدن با مسئولین ریز و درشت شهرستان» و «منشور کورش کبیر» و «انجمن حمایت از حیوانات اهلی و وحشی» و امثالهم می چرخید؛ ولی مرقومات ارسالی حضرت والا در این آخری‌ها، شدیداً رنگ و بوی سیاسی - آن هم از نوع خودزنی‌اش- به خود گرفته است!  نویسنده این وبلاگ خبری، نسبت به در کردن مطلبی تحلیلی از خود اقدام نموده و پیرامون شایعه حذف جیگر (الاغ عروسکی) از سریال کلاه قرمزی و اشاعه مجدانه خبر آن از سوی بی بی سی فارسی و سپس تکذیبیه صادره از سوی روزنامه جام جم، اعلام موضع کرده‌اند.

     ایشان به صورتی کاملاً کودکانه و بی هیچگونه خجالت و رودربایستی، به طور تمام قد به دفاع از بی بی سی فارسی پرداخته و با منطقی سوفیستی و چیدن صغری و کبراهای هردمبیل در کنار یکدیگر، به این نتیجه رسیده‌اند که "بی بی سی فارسی با انتشار خبر کلاه قرمزی رسوا نشده است! بلکه این روزنامه جام جم بوده که اشتباه نموده و – تلویحاً -  رسوا گردیده است"!

     هرچند به نظر می رسد بحث کردن در خصوص نوشتاری که از صدر تا ذیل آن چه از لحاظ ماهیت و منطق و چه از لحاظ نگارش و ادبیات تحلیلی دچار ایرادات فراوانی است، وقت تلف کردن باشد و گمان صواب می رود که عمق فاجعه وحشتناک تر از آنی است که بتوان با چند پرسش منطقی قضیه را جمع کرد؛ ولی خدا را چه دیدید!؛ شاید شنیدن پاسخ های این خبرنگار عزیز هم خالی از لطف نباشد!

     برادر بزرگوار! جناب خبرنگار "بوق شوشتر"!

-          شما بر مبنای کدام منطق، هر رسانه خبری که دارای سرویس جهانی بوده و تاریخچه فعالیت آن به سالهای گذشته بر می گردد را مادام الصدق دانسته و معتقدید که چنین رسانه‌ای ابداً نمی تواند اکاذیب به هم ببافد و به خورد ملت بدهد؟!

-          شما به پشتوانه کدامین داشته های علمی و تخصصی در زمینه حقوقی و خبرنگاری، راساً حکم صادر کرده و حق را دو دستی به بی بی سی فارسی تسلیم نموده‌اید؟! بهتر نیست این موضوع را به اهلش واگذارید؟!

-          مقصود حضرتعالی از "رویکرد جدید بی بی سی فارسی در قبال اخبار ایران" کدام رویکرد است که آن را موجب نگرانی و ناراحتی مسئولین حکومت ایران دانسته‌اید؟! ما که در تاریخچه بی بی سی – از 1922 تا کنون - هر چه گشتیم جز خیانت و جریان سازی و ایجاد امواج منفی، چیز دیگری نیافتیم! (به قول صائب تبریزی: از هر طرف که روی کنند این سیه دلان ، در آبروی ریخته خود شنا کنند)

-          مطلبی که در آن به صورتی مفتضحانه خود را برای بی بی سی فارسی و خبرنگاران شریف و مدیران متخصص آن لوس کرده‌اید، به گونه‌ای تنظیم شده که گویا دسترسی به چنین کانالی بی هیچگونه محدودیتی برای همه هم وطنان، آزاد و مهیاست! به گمانم یا حضرتعالی مجازتان ناخوش است و یا قوانین جاری مملکت را غیر الزام آور فرض کرده‌اید که اینگونه بی خیال از همه قیود، سانس‌های بی بی سی فارسی را بلیط فروشی می کنید!

در انتها نیز به شما متذکر می شود که هم قطاران‌‌تان (بخوانید رقبایتان) با تیترهایی آتشین‌تر و پر محتواتر از آنچه شما پیگیر می شوید به بی بی سی و صدای آمریکا نرسیده‌اند؛ حالا چگونه شما می خواهید سوار بر یک الاغ عروسکی به اعلی درجات برسید، الله اعلم!