هر از چند گاهی!
... و اما هر از چندگاهی
تعدادی دختر بچۀ «بی پدرِ» بی شخصیت
شکم هایشان را به سیلوهای استثمار می سابند
و صداهای ناجور از خودشان در می آورند!!
های پاسبان!
پس تو اینجا چه کاره ای؟
اصلاً؛ من شاکیم!
این پاپتیها عدالت مرا دزدیدهاند!
خودت شاهد بودی که با هزار بدبختی از زیر بازار میزفروشها خریدم!
مگر دوستی با زالوها جزو حقوق شهروندی ما نیست؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ ساعت 10:19 توسط علی زنگنه
|