به بهانه نزدیکی انتخابات
«تبلیغات یا تخریبات»
بسمه تعالی
در مملکت ما چند ماهی پیش از شروع انتخابات، فعالان سیاسی - شدیداً - به پیشباز آن می روند؛ دید و بازدیدهای حزبی افزایش چشم گیری پیدا کرده و برخی از گروه ها به یکدیگر نزدیک شده و بعضی دیگر به گسست از یکدیگر رضایت می دهند. از هم اکنون تا چند ساعت پس از انتخابات(!) تمام قدرت بالقوه ی تشکل های سیاسی به صورت بالفعل درآمده تا شاید رای مردم را تصاحب(!) نمایند.
شیپورها، پلاکاردها، پوسترها و بروشورها، مجالس و میتینگ های تبلیغاتی و... در آینده ای نزدیک، کل مملکت را احاطه خواهند کرد (هرچند که یارگیری و تبلیغات غیر رسمی برخی از کاندیداها از مدتی پیش آغاز شده است!) به نحوی که هیچ کس توان گریز از شعاع گسترده ی آن را نخواهد داشت و کل ملت، محکوم به نظاره ی تصاویری ژست گرفته از نامزدها خواهند شد.
متاسفانه چنین فرایندی را تبلیغات می نامند؛ اما با توجه به کیفیت و ترفندهای اجرایی آن باید به دنبال نام شایسته تری برای آن باشیم. اگر رودربایستی را کنار بگذاریم خواهیم دید که از سوی غالب شرکت کنندگان در این پروسه، انتخابات یک مسابقه فرض می شود و در آن - معمولاً - هر کس از آبرو و سرمایه ی خود بیشتر و به نحو بهتری خرج کند، پیروز است.
به نظر بعضی صاحب نظران!، منتخبینی که نامشان از صندوق به عنوان نمایندگان ملت بیرون می آید، اصلح بودن یا نبودنشان در روند اجرای مردم سالاری هیچ خللی ایجاد نمی کند! چنین افرادی مدعی اند که: «اصل موضوع آن است که خلایق به ایشان رای داده اند، آنها را خواسته و برگزیده اند؛ موضوع اصلی دموکراسی است که آن هم الحمدلـ.. رعایت شده است و همه بایستی گردنی باریک تر از مو در مقابل رای اکثریت داشته باشند و به آرای عمومی و ذائقه غالب ملت احترام بگذارند.»؛ برخی دیگر از این دوستان هم که خود را به شدت مقید به دموکراسی دانسته و البته دفاع از مفاد آن را با نیم نگاهی ابزاری به مبانی فکری ملت ایران در دستور کار خود قرار داده اند اضافه می کنند که: آیا شما اینطور فکر نمی کنید؟! مگر میزان رای ملت نیست؟! 
در پاسخ این دوستان باید عرض شود که: آری، میزان رای ملت است، ولی کمی آرام تر!
1) در هر جامعه ای فرد برای دست یابی - و یا نزدیک شدن - به زندگی مرفه و شایسته، ناگزیر است نیازمندی های خود را اولویت بندی کند تا در زمان انتخابِ میان دو یا چند چیز، آن چنان عمل کند که در نهایت به آرزوهایش نزدیک شود.
طبیعی است که دموکراتیک بودن جوامع - خصوصاً جامعه ما - باید رای دهندگان را بر آن دارد تا از حق انتخاب خود به عنوان دستاویزی بی مانند برای رسیدن به آنچه «آرزو»ی خود می دانند نهایت بهره را ببرند.
حال، از زن و مرد و پیر و جوان ایرانی، از همه بپرسید که حاجات برگزیده شان چیست؟
آیا خواستار بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی خود نیستند؟ نیاز اصلی جوانان برای تشکیل زندگی مشترک، اشتغال و مسکن نیست؟ آیا بهبود وضعیت خدمات شهری و زندگی در محیطی خوشایند، از جمله آرزوهای برآورده نشده ی اکثر شهرنشینان ایران امروز نیست؟ ...و به راستی مسئول پیگیری شکایات عامه ی مردم در زمینه ی فساد، اعتیاد، ارتشاء، پارتی بازی و امثالهم، در جامعه بر عهده کیست؟
2) انتخابات، فرصتی مناسب برای بیان دردها و مشکلات مردم از سوی نامزدهاست، که بدون شک، بینش و درک عمیق نیازمندی های برتر ملت، تنها در کلام فرهیختگانِ کارآمدی جاری می شود که دلسوزانه، از متن مردم برخواسته باشند. آگاهان امیدوارند تا در این «بهترین فرصت» همگرایی ملت برای دستیابی به نیازهای برترشان، منجر به انتخاب شخصی مردمی، خدمتگذار، متعهد، متخصص و سیاستمدار (و نه سیاست باز) گردد.
3) اما قرار است مردم، شناخت بهتر و بیشتری را نسبت به کاندیداها پیدا کنند؛ و بدین سان تبلیغات آغاز می شود! گرد و غبار به راه می افتد، همه جا را شعار فرا می گیرد، چشم ها مبهوت تصاویری می شوند که بر روی دیوارها از سر و کول هم بالا می روند، مشت های زیادی بدون منطق خاصی گره می خورند؛ درود می فرستند و مرگ حواله می کنند! ...و گروهی نیز - از سر بدبختی و یا نادانی - رای خود را به یک پرس غذا و یا چیزی شبیه به آن می فروشند.
در میدان رقابت هم، برخی کاندیداها با هماهنگی قبلی و یا پیشنهادی پنهانی، عرصه را برای گردن کلفت های پرطرفدار خالی می کنند (حساب این افراد را از «تکلیف گرایانی» که شایسته تر از خود را در گود می بینند و کنار می روند، جدا کنید!). در جامعه فضای تحقیق و اندیشیدن ناگوار می شود و نفس های مردم بر زیر لگدهای تبلیغاتی به شماره می افتد.
4) در چنین فضایی، معیارهای انتخاب (برخی از عامه مردم) به واسطه بمباران های تبلیغاتی صورت گرفته تغییر کرده و دقیقاً چنین اوضاعی است که موجب تحریک و تقویت شاخص هایی همچون قوم و قبیله و زبان و حزب و مال و جمال و... به عنوان «ملاک های مجازی انتخاب» می شود که نتیجتاً، «شایسته سالاری» در انتخابات را دچار چالشی عمیق نموده و تعهد، کاردانی، وفاداری به اسلام و انقلاب و برخاسته شدن از متن مردم -که به حق، اصلی ترین معیارهای انتخاب اصلح به شمار می روند- مورد غفلت قرار گیرند؛ و بدین سان، بهترین فرصت برای رسیدن - یا حداقل نزدیک شدن - مردم به آنچه که به عنوان خواسته های اصلی و آرزوهای کوتاه مدت شان بود از دست می رود!
5) با توجه به آنچه تقدیم گردید؛ نگارنده قویاً معتقد است که چنین فرآیندی تبلیغات نیست، بلکه شایسته ترین نام برای آن «تخریبات» است!
این یادداشت قصد توبیخ آرای مردم عزیز کشورمان را در طول انتخاب های گذشته ندارد، بلکه عرض و تاکید آن بر هوشیاری بیش از پیش قشرهای مختلف جامعه در انتخاب گزینه اصلح است؛ به امید آنکه رای مردم موجب اعطلای بیش از پیش جمهوریت و اسلامیت نظام و منجر به اصلاح امور و رفع مشکلات دولت و ملت گردد.
ان شاا...
علی زنگنه