عرقی بر پیشانی دولت!
دانش جعفری، سكوت 30 ماهه را شكست

مهمترين ويژگي عملكرد من اين بود كه در دورهاي مسئوليت پذيرفتم كه ناهمواريهاي بسياري براي انجام كار وجود داشت و خيلي از مسائل غير قابل پيش بيني بود:
اول ـ نسبت به تجربه گذشته كشور و با آدم هايي كه تجارب خوبي داشتند نظر مثبتي وجود نداشت و حداقل اين بود كه با ابهام به آن نگريسته ميشد. اين در حالي بود كه هنوزم نقشه راه براي آينده مورد نظر نيز آماده نشده بود. بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي بر تورم و يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سال بود. به برنامه چهارم به عنوان سندي لازم الاتباع نگاه نميشد اين در حالي بود كه هيچ تلاشي براي تغيير آن نيز نميشد.
دوم ـ مسائل جنبي دست چندم كشور كه اصولا اهميت نداشتند در شرايطي، تبديل به مساله دست اول كشور ميشدند. مثل تعيين ساعت كار بانكها كه ماهها ما را به خود مشغول كرد.
در مسائل جاري و اجرايي دستگاههاي وابسته نيز ما همواره شاهد فعاليت گروههاي فشار بوديم كه سعي ميكردند با اطلاع رساني غلط حركت امور را در جهت مورد نظر خود تغيير دهند.
در موارد زيادي پيامكهاي دسته جمعي قبل از رسيدن حكم به ما دريافت ميشد. در حالي كه در موارد زيادي به اقتصاد كشور آسيب ميرساندند.
سوم ـ دولت به دلايل متعدد با حوزه پيراموني خودش دچار مساله ميشد و اين فضاي سنگين بر كار دستگاههايي مثل وزارت امور اقتصادي و دارايي سايه افكنده بود. مسائلي كه هنوز هم بسياري از آنها حل نشده است.
ـ مشكل با مجلس.
ـ مشكل با مجمع تشخيص مصلحت.
ـ مشكل با اشخاص خاص.
ـ مشكل با روزنامهها.
ـ مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست جمهوري.
ـ مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم.
- و دهها مساله ديگر كه قابل ذكر نيست.
اين مسائل هر كدام به تنهايي كافي بودند كه حركت تند و سريع و پرشتاب را از دستگاههاي اجرايي بگيرند.