کشکول
1- این روزها اوضاع و احوال آب و برق مملکت مان به صورت اعم و شهر شوشتر به صورت اخص، خیلی یک خط در میان شده؛ آنگونه که آدمیزاد را به یاد سال های دهه ی شصت و نیمه ی اول دهه ی هفتاد می اندازد!
از لطایف مطلب پیش رو آن است که، نگارش این سطور درست در زمانی صورت می گیرد که آب و برق منزل نگارنده تشریف شان را برده اند!
گمان می کنم که در همین حین و بین - اگر از جماعت بزغاله ها فرض نشویم - بیان یک تقدیر و تشکر خالی از لطف نباشد؛ و آن اینکه: خداوند متعال پدر و مادر آقای هاشمی را قرین رحمت واسعه ی خود قرار دهد که همین چند تا سد را علم کردند؛ والّا نمی دانم با این خشکسالی اخیر می خواستیم - خوانش بفرمائید «می خواستند» - چه خاکی بر سر کنیم - خوانش بفرمائید «بکنند» - !
نکته ی دیگری که در جریان این خاموشی ها و قطعی های مکرر، حائض اهمیت است اینکه؛ در زمستان پارسال که موج سرما و یخبندان مزاج هم میهنان عزیز نیمه ی شمالی کشورمان را آزرده کرده بود، دولت محترم و نمایندگان بزرگوار مجلس، به نحوی شایسته برای جبران مشکلات پیش آمده در خصوص کسری گاز و برق آن مناطق، اقدامات ضربتی قابل تقدیری را انجام داده و از گاز و برق جنوبی ها به نفع آن عزیزان صرفه جویی نمودند!؛ ولی بهار امسال که قضیه صورتی معکوس به خود گرفته و جنوبی ها در حال تجربه ی گرمای بی سابقه ی شصت درجه (منظورم دمای هوا در زیر آفتاب داغ است، نه داخل جعبه ی چوبی برادران اداره هواشناسی) و خاک بر سر شدن مداوم هستند و با برنامه – و یا به قول وزیر محترم نیرو: بی برنامه - آب و برق شان ناز می کند و قر می آید؛ خواهشمند است کمی از آب و برق آن «عزیزانِ خوش آب و هوا نشین» را برای ما حواله بفرمایند!
2- خیلی وقت بود که شهر شوشتر در عرص
ه ی عمران عمومی، شاهد تکان چشمگیری نبوده؛ ولی الحمدلله - اگر قلممان شور نباشد - گویا به لطف خدا اتفاقاتی در حال افتادن است! شهردار نه چندان جدید شوشتر با حمایت و مشاوره ی شورای اسلامی شهر، در حال ایجاد تحولاتی زیربنایی در عرصه ی فضای سبز، تفریحگاه و تفرجگاه، ساماندهی معابر عمومی و... می باشد.
امید است انشاالله هیچ چوبی لای چرخشان نرود و این حرکات میمون - که البته با ده ها سال تأخیر در حال انجامند - با قوت و جدیت بیش از پیش ادامه یابند!
3- اگر اشتباه می کنم بگوئید اشتباه می کنی!
از بدبختی سیستم مدیریتی مملکت ما این شده که - خصوصاً - این اواخر، دولت خدمتگزار دَمِ هر چیزی را که گرفته، واویلایش درآمده! اگر بخواهیم به صورت کلّی سندی تقدیم کنیم، می شود: همه ی آن چیزهایی که هنوز جایشان دردمان می کند! و به صورت جزئی تر اگر بخواهیم به این قضیه بپردازیم هم که می شود: همین جریان تعاونی های مسکن بی مهر (شرکت های تعاونی خارج از طرح زمین های نود و نه ساله را عرض می کنم؛ شرّ درست نکنید!).
ایجاد چنین حالتی در چرخه ی کنترل و مدیریت کشور، از دو حال خارج نیست:
فرض اول را این بگیریم که دولت کریمه قصد اطلاع رسانی گسترده جهت ایجاد بستری برای خدمت صادقانه و بهتر را دارد؛ ولی گروهی مجهول الهویه - و شاید هم معلوم الهویه – در پَستــو - و شاید هم پیشتـو - نشسته اند و گرا می گیرند و راه دولت را سد می کنند!؛ که اگر اینگونه باشد، از دست ما رعیت های بیچاره که هیچ کاری - و جرأتی - جز این بر نمی آید که بگوئیم: خداوند همه ی ما را به راه راست هدایت کند!
- فرض دوم هم جز این نمی تواند باشد که دولت محترم فهمیده است، مردم جریانی که عرض کردم - همین بدبختی اخیر مملکت - را کاملاً شیرفهم شده اند؛ فلذا دستگاه دولتی هر زمان که بو می برد موجی در حال ایجاد شدن برای تخریب – خصوصاً – بازار و معیشت مردم است و سیستم های نظارتی و قهریه ی حکومتی نیز توانایی کنترل و مدیریت آن را ندارند، سخنگویشان را هل می دهند جلو که فریاد بزند: «نگران نباشید؛ کارگران به شدت مشغول کارند!» (این یعنی اینکه: ایهالناس! شش دُنگ حواستان را جمع کنید که خبری می شود!)؛ اگر اینگونه باشد، به استحضار دولت مردان نهم می رساند که احتمالاً در جریان انتخابات دور دهم ریاست جمهوری «جاده در دست تعمییر باشد!»

۴- چند شب پیش حوالی ساعت سه نیمه شب بود که با صدای ناهنجار جناب انکر الصوات از خواب پریدم!
شخصاً از بیان این نکته خجالت زده می شوم که بگویم یا شهر ما – طبق استانداردها و تعاریف امروزی – هنوز شهر نشده و یا صاحبان این الاغ های بی ادب، نسبت به رعایت حقوق شهروندی آنها را توجیه نکرده اند!
اگر عرف رایج در جریان ساماندهی حیوانات بلاتکلیف و موزی در سطح شهرها را در نظر بگیریم؛ شهرداری می بایست نسبت به جمع آوری و یا – اگر انجمن دوستداران حیوانات، خِرِمان را نچسبند – معدوم نمودن آنها اقدام نماید.
اگر حتی شوشتری ها با فداکاری تمام، بخواهند از کنار قضیه ی الاغ های عزیز و مین گذاری های مکرر آنها در معابر عمومی بگذرند؛ بی شک نمی توانند حضور وحشتناک سگ های ولگرد را که گله گله در حال ییلاق و قشلاق از خیابانی به خیابان دیگر هستند را با دیده ی اغماض بنگرند!
به گمان نگارنده، بالاترین مرجع تصمیم گیرنده جهت پیگیری و حل این معضل امنیتی بهداشتی، شورای اسلامی شهر شوشتر می باشد؛ که لازم است مقتدرانه به میدان بیاید و حرف آخر را بزند و اعلام کند که بالاخره مسئولیت این جریان با شهرداری است، با اداره بهداشت است، با اداره منابع طبیعی است، با جنگل بانی ، با نیروی انتظامی، با باغ وحش… با چه کسی است؟! شاید هم شورا به این نتیجه برسد که با توجه به اینکه در شأن هیچ یک از ادرات و سازمان های دولتی نیست که برخورد با این حیوانات را بر عهده بگیرند؛ پس لازم است که همشهریان عزیز در یک اقدام انقلابی- بنا بر حق شناخته شده و پذیرفته شده ی دفاع از خود - هر کدام یک اسلحه ی شکاری تهیه فرموده تا هرگاه خود یا خانواده ی محترم شان از سوی هر یک از حیوانات مذکور مورد آزار و اذیتی قرار گرفتند، با یک تیر خلاصش کنند!!
البته پیشنهادات جالب دیگری از سوی برخی دوستان دلسوز، مطرح گردیده که از جمله ی اجرایی ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف - جمع آوری، آموزش و سپس بهره گیری از سگ ها، جهت دستگیری موتورسواران متخلف، می تواند در دستورکار پلیس قرار گیرد!
ب – وضعیت مناسب خیابان های شوشتر، مسئولین تاکسیرانی را به استفاده ی از الاغ – به عنوان وسیله ای آسان و کم خطر - جهت جابه جا کردن همشهریان عزیز رهنمون می سازد!
ج – با توجه به وفور نعمت و در راستای تحقق اهداف وزارت کار، طرح زود بازده ی صادرات الاغ و سگ به کشورهای خواهان، به صاحبان سرمایه های خصوصی توصیه می گردد!
دال – از آنجائیکه نگهداری و کودپاشی فضای سبز، همواره هزینه های گزافی را بر دوش شهرداری تحمیل نموده؛ بهره گیری از الاغ ها به عنوان یکی از ظرفیت های طبیعی شوشتر بایستی مورد توجه شهرداری قرار گیرد!
با توجه به تفاسیری که تقدیم گردید؛ سزاوار است نسبت به تسریعِ در اعلام تکلیف موضوع منظور، همت عالی گماشته شود تا هم قیافه ی شوشتر از روستازدگی نجات یابد و هم موانع موجود بر سر راه استراحت و بهداشت همشهریان مرتفع گردد. انشاالله!
وحشتناک