توپولف رفته فضا، ما سر "یک قل دو قلیم"
دیشب از بخت بدم خواب شما را دیدم
خواب آن "کرسی" بی رنگ و ریا را دیدم
خواب دیدم که پر از دانش و تدبیر شدی
عالمی با عمل و حرف بجا را دیدم
کله تان بس که پر از مشکل مردم شده بود
ریش اسپید و سر تاس شما را دیدم
ملت از لطف شما شاغل و مشغول به کار
خنده ی کارگر و عهدِ وفا را دیدم
-------------------------------------------------
دیدم آنجا زخودت جاده و سد "درکردی"
از سر کوچه ما ریل و ترن رد کردی
بند روبان "پل" شونصدم شش بانده
تو بریدی و پی شونصد و یک می گردی
شغل ملت همگی پرورش اسب شده
طیب ا.. که الحق تو ابر یک مردی
بهتر آن است مدیران دغل بگریزند
چون بعید است که از حرف خودت برگردی
-------------------------------------------------
شهر از خیر سرت رو به حیات آمده بود
"کشت و صنعت" و زرش رو به ثبات آمده بود
"گندم" و پول و سگ و گربه و "اسب" و "مستـر"
به تقلای شما بحر نجات آمده بود
کشتی نوح پر از "کانگرو و مرزنگوش"
با دو صد هلهله و شاخ نبات آمده بود
جهت بهره بری از هنرت پیک و سفیر
با اگال عربی با کروات آمده بود
-------------------------------------------------
حال ما خوب و خوش و گنده دماغ و "تپلیم"
خواب دیدم سر سکوی پرش لنگ "هلیم"
بسکه خوش میگزرد بر همگان، انگاری
آبکی خورده و در ساحل شط "سفت و شلیم"
شهرمان از نظر کوچه ی بی دست انداز
رتبه ی یک شده و منتظر دسته گلیم
صبح شد!؛ دیدم عجب! ای دل غافل، افسوس!
توپولف رفته فضا، ما سر "یک قل دو قلیم"
