دیروز که راهی شدم از کوچه به پایین  ---  دیدم که خیابان شده مسدود ز ماشین

گفتم چه ترافیک عجیبی شده امروز  ---  این ولوله از چیست؟ چنین حرکت مرموز!

مشتی کت و شلوار به تن کرده و خوش پوش  ---  دستان به کمر، سرخ و تپل، خنده بنا گوش

دیدم که قدم می زند از عرض خیابان  ---  یک عده که گویی شده دلواپس مهمان

یکباره به ناگاه صدایی به هوا خواست  ---  آنگونه که از ترس شدم موی به تن راست

فریاد که از راه رسید آن خبر داغ  ---  خیزید و خز آرید که آباد شد این باغ!

با بوق و کف و شادی و سوت و قر و تمبک  ---  آمد ز ره آن گاری و قارقارک و غلطک

آسفالت فرو ریخت پر از دود و کثیفی  ---  ملت همه جستند بجز یک دو ردیفی

آگه که شدم آنگه از آن قلقله و شور  ---  برگشتم و با غصه و رنجور شدم دور

هر چند که راحت شدم از چاله و گودال  ---  خوشحالم از این حرکت جنبنده و فعال

لیکن سخنی با کت و شلوار کذایی  ---  وقتی که ترک می خورد آن لوله کجایی؟!

وقتی که در این شهر پر از مشکل کور است  ---  وقتی که پر از کاستی و فقر و قصور است

درمان نشود مغز و عصب، قلب و سیاتیک  ---  با این بزک و روکشی و سرمه و ماتیک!