آنچه در ذيل مي آيد، نامه اي است كه از سوي جناب آقاي كهوازي نگارش شده و نگارنده آن در جهت انتقاد از نامه بنده كه خطاب به آقاي ظاهري نوشته شده بود برآمده است! متن كامل آن به شرح ذيل تقديم خوانندگان وبلاگ مي گردد:

بسم الله الرحمن الرحیم

و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون

دوست و همکار گرامی جناب آقای مهندس زنگنه

در حال حاضرکه در حال نگارش این متن می باشم در نزدیک ترین جا از نظر مکانی نسبت به شما هستم (در کنار هم بودن دفتر کار اینجانب با مهندس زنگنه) ولی از لحاظ تفکر و عقیده فرسنگ ها با شما فاصله دارم و آن اختلاف سلیقه ای که سالهاست به دلیل مصلحت شهرستان سعی در پنهان نگاه داشتن آن دارم،امروز با نوشتن این متن عیان خواهد شد.

دیروز که پیام کوتاه شما به دست اینجانب رسید، حدس می زدم که نامه راجع به چه چیزی باشد ولی عنوان متن پیام باعث توجه اینجانب به دو مسئله گشت: 1- باعث ناراحتی از این که در شهر ما چرا حرف های دوستان باید به وبلاگ نویسی ختم شود و با پیام کوتاه مردم دعوت به مطالعه آن شوند و آیا در شان نویسنده هست یا نه؟ جواب آن بماند به عهده شما که آیا این ضعف و محافظه کاري نویسنده است یا فرهنگ مردم؟ و آیا اعضای شورای شهر نهیب خورده اند یا خیر؟ تلنگر مردم پیشکش.2- عنوان وبلاگ بود که در اولین لحظه اینجانب را به یاد شنیده های بزرگ ترها انداخت که در سال 59 سیلی عظیم شهرستان شوشتر و مردم استان خوزستان را فرا گرفته و بسیاری از روستا های این شهر را تا مرز تخریب کامل پیش برده و مجبور به جابجایی کرده و در همان اوضاع نابسامان گروهک هایی از جمله منافقین خلق جهت کمک به مردم تخم مرغ هایی با مارک و علامت سازمانی در میان آن ها توزیع کرده و مردم فهیم از استفاده از آن ها خودداری کرده اند

دوست و همکار گرامی شاید خاطرتان باشد که اینجانب به همراه دوستان مسجد علامه شیخ(فرهنگ شهر) با دعوت چندین باره از شما و دیگر دوستان[مثلا در جلسه ای که شما و آقای نوری در مسجد فرهنگ شهر حضور داشتید] پیشنهاد و ایده چنین طرحی (همبستگی کلیه دوستان حزب الهی و مسجدی) شهرستان را دنبال می کردیم که متاسفانه به دلیل کم لطفی دوستان میسّر نشد.

حال این سوال برای اینجانب مطرح است که علت مخاطب قرار دادن آقای ظاهری به چه علت می تواند باشد و ضرورت آن چیست؟ شما که دم از اخلاق محمدی می زنید چرا به درگاه خدا پناه نمی برید؟ وبه جای پیروی از ما کیاولی به آستان حضرت حجت سر نمی سایید؟ که الحق من ربک و لا تکونن من الممترین و کار خود را به ایشان واگذار نمی كنيد؟

با تمام احترامی که برای جناب آقای ظاهری قائل هستم و ایشان را فردی ولایت مدار و ارزشی می دانم  ولی جای بسی تعجب است که واقعا نقطه امید و این همه ایدآل گرایی شما تا بدین جاست و یا ما و همشهریان  را به مسخره گرفته اید.

دوست عزیز شما یا خوابید یا خودتان را به خواب می زنید و وای از مورد دوم که عین عوام فریبیست.

من به جهت یاد آوری می گویم نه برای اطلاع که خود آقای ظاهری مدت هاست(دقیقا بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی)دست به چنین اقدامی زده و در مراسمات مختلفی که به مناسبتها در مسجد امام رضا(ع)برقرار است(علی الخصوص سه شنبه شب ها)این اهداف به شکل جدی دنبال می شود و شما هم از آن مطلع اید ان شاالله که جزخیرخواهی نیست و نتیجه انتخابات مجلس گذشته شهرستان و راهیابی هم لباس ایشان به مجلس دوستان را به اشتباه نیانداخته باشد که بله علی آباد دهی می باشد...!

باور کنید که ما در ابتدا بسیار خوشحال شدیم و فکر می کردیم بالاخره کسی پرچمداری امت حزب الله شهرستان را قبول می کند و دستی بر سر دوستان می کشد ولی بعد از آنکه ترکیب اعضا را مشاهده نمودیم دوباره دنیا بر سرمان خراب شد که سایه شوم قومیت گرایی هیچ گاه نمی خواهد از آسمان این شهر رخت برکند جناب آقای زنگنه آیا واقعا نمیشد که از نخبگان دیگر قومیت ها استفاده کرد و یا تمام افراد غیر از شما نیزه دار و اسب سوارند و با نقابی بر چهره پشت پرده اند؟

جناب آقای زنگنه 3 سال پیش و در بدو شروع به کار شورا که آقای چهارلنگ و 3 تن از دوستانش  که شورا را قبضه کرده بودند و تنها محور جمع شدن آنها دور هم بحث قومیت شان بود و برای شهر دار کردن جناب آقای پیکری و اهداف بلند مدتشان که صراحتا" به آن اشاره داشته اند(کاندیدای شورا آقای پیکری)کلیه مصالح و مناسبت هایسیاسی را زیر پا گذاشتند(همزمان با شروع به کار دوله خدمت گذار)و مشعوف از گفت وگوی تلفنی با جناب آقای سردار رضایی بودند و با افراد استانداری به منازعه پرداختند .

آیا شما نگران نشدید و باران 59 به گریه نیفتاد؟ آیا آن زمان که جناب آقای چهارلنگ برای شهردار شدن خود شورا راتا آستانه انحلال پیش برد و دوستان را در کار انجام شده گذاشت(که البته آن هم به علت عشق پست راستش دوتان می باشد) نگران نشديد؟

آن زمان که در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری افراد معلوم الحال تمام قد در مقابل امت حزب الله قرار گرفتند و آقای چهار لنگ به طرفداری از کاندید قومیتی پرداخت نگران نشدید؟

دوست گرامی چرا آنها که داعیه دار گفتمان امام و انقلابند و خود را سیاسیون می نامند و در جلسه استیضاح خود به آقای رسولی یاد آور فامیل و هم طایفه بودن می کنند؟

چرا دوستان در گروه چهار نفری با کاندید کردن بعضی از افراد را برای پست مهم شهرداری دغدغه ناراحت شدن طایفه ایشان و مشکلات انتخابات آینده را دارند.

دوست گرامی کیست که نداند که این دوستان که حالا هم مدام تهدید به استعفا و انحلال شورا را می کنند از چه کسی خط می گیرند و نقاب داران اصلی این صفحه شطرنج کیست اند؟

    جناب آقای زنگنه ، رجبعلی چهار لنگ خود را با لجبازی های بچه گانه و علاقه و اصرار عجیب برای تصدی پست شهردار شدن خود را گرفتار همچنین ماجرایی کرد و دیگر نیازی به لجن پاشی نيست.كه ما از ان ترش كرده ويا دق كنيم بلكه فقط به ان خنديديم...

علی ایحال نمیدانم در زمان انتخاب شهردار توسط شورای شهر ضرورت نوشتن این نامه و جلسات محرمانه و این همه توهین به شهروندان و اعضای شورا چه می تواند باشد؟

اما از روی خیر خواهی و برادری اول خودم و بعد شما را به تقوای الهی و کار برای رضای خدا دعوت می نمایم باشد که مقبول بیافتد.

ای گل تو دوش داغصبوحی چشیده ای              ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم

                                                                                   والعاقبة للمتقین

                                                                                   صادق کهوازی 8/12/88