حال ما خوب است اما بشنو و باور مکن!

وضع مطلوب است اما بشنو و باور مکن!

 

شب نخوابیدست از بس آن فلان مسئول شهر

رخ چو زرچوب است اما بشنو و باور مکن!

 

مشکلات شهر حل شد کلّهم با یک نشست

جمله مکتوب است اما بشنو و باور مکن!

 

جشن نقادیست اینجا طاقت "صاحب مقام"

صبر ایوب است اما بشنو و باور مکن!

 

زلـفها از خیر دانشگاه و تدبیر کسان

رو به محجوب است اما بشنو و باور مکن!

 

کوچه ها الحمدلله الذی یک در میان

سالم و خوب است اما بشنو و باور مکن!

 

ملتی بیکار  و در تدبیر آن "ارباب شهر"

دل پر آشوب است اما بشنو و باور مکن!

 

قتل و بی ناموسی و قداره بندی ای رفیق!

جمله سرکوب است اما بشنو باور مکن!

 

غرق در نازیم؛ ملت یوسف و "کرسی نشین"

همچو یعقوب است اما بشنو باور مکن!

 

جملگی فریاد می زد ملتی از روی "پل"

"حال ما خوب است اما بشنو و باور مکن!"

  

                                                                                 شوشتر- آبان 88