پس از آن مناظره جنجالی (بخوانید منازعه جریانی) مابین دو مدعی اصلی انتخابات دهم ریاست جمهوری (دکتر محمود احمدی نژاد و مهندس میرحسین موسوی) که افشاگری های وحشتناک رئیس جمهور (وحشتناک واژه ای است که به دقت انتخاب شده است) را به همراه داشت؛ انقلاب اسلامی وارد دور جدیدی از تحولات بنیادین در تمام سطوح خود شد و می رود تا کل معادلات جاری در عرصه قدرت را تغییر دهد!

     در طی مناظره ای که شاید بتوان آن را سرآغازی برای "هاشمی زدایی" از انقلاب قلمداد نمود؛ دکتر محمود احمدی نژاد با سخنان افشاگرایانه خود آنچنان زخم عمیقی بر بدنه مدیریت عالی نظام وارد کرد که ماحصل عظیم آن را چیزی جز "انقلاب سوم" نمی توان نام نهاد!

     حرکتی که می رود نیروهای انقلاب را از صدر تا ذیل به دو گروه مدافعان و مخالفان هاشمی تقسیم کند و صد البته که در این میان نقش رهبری انقلاب بسیار تاثیرگزار خواهد بود و ورود عالی ترین مقام تصمیم گیرنده انقلاب به آن، می تواند هزینه های فراوانی برای مملکت در پی داشته باشد و اگر تا کنون نیز نزاع میان هاشمی و احمدی نژاد فقط هفت نفر کشته در پی داشته است را می توان از نتایج همین خویشتنداری از جانب ایشان دانست!

     با نگاهی عمیق به جریانات بوجود آمده ظرف دو هفته اخیر می توان نتیجه گرفت که انقلاب اسلامی ایران می رود تا بار دیگر با غربالگری خود، تداوم بقای خویش را منجر شود و بی شک این فرایند "بی هیچ" نخواهد بود! زخمی که محمود احمدی نژاد بر پیکره انقلاب وارد کرد آنقدری عمیق هست که هاشمی، فرزندانش و بخش اعظم "هاشمیست ها" از لای آن بیرون بریزند!

     بی شک دستگیری فرزندان هاشمی منجر به واکنش هایی از سوی ایشان خواهد شد و حال باید منتظر ماند و دید که آیا سیاسیون مملکت، آنقدری که پیشینیان به فرمان امام تمکین می کردند؛ در صورت بروز حوادثی آنچنانی، گردن به رای و نظر رهبری انقلاب خواهند گذاشت!

     نگارنده معتقد است که با توجه به اوضاع موجود، دیر نیست زمانی که رهبری عالیه نظام مهر سکوت از لبان خود بر دارد و آن زمان است که شاید برخی مرزبندی ها به سنگربندی ها مبدل شود!

     امید است هرچه پیش روست، نهایتاً به خیر و صلاح ملت باشد. انشاالله