خداوندا! نمي‌دانم چگونه مي‌خواهي مرا در اين ماه پاك گرداني، كه كوله بارم پر از گناه و معصيت است؛ و چگونه در آغوشم بكشي، در حالي كه با بزرگ ترین گناهان هم آغوش بوده ام!

        پروردگارا! چشمانم پر از گناه، دستانم پر از سياهي، گام هايم پر از كج‌روي و و دلم پرده‌اي از تيرگي است؛ آنقدر پرمعصيتم كه اگر من به‌جاي تو بودم بی شک خود را نمي پذيرفتم.

    ـ خداوندا! بخش مرا اگر در حل مشكلم از فضل تو مأيوس شدم.

    ـ از اين‌كه براي هركاري با همه مشورت كردم؛ جز با تو.

    ـ از اين‌كه در حل مشكلم، اعتقادم به بنده‌اي از بندگان ناتوانت بيشتر از اعتقادم نسبت به تو بود.

    ـ از اين‌كه بر سر نمازم حواسم به همه چيز بود؛ الّا نمازم.

خداوندا! مرا ببخش اگر ديگران را به كسي خندانیدم، غافل از آن‌كه خود از همه خنده‌دارترم.

    ـ مرا ببخش اگر با كساني كه با من بد كردند بد كردم.

    ـ مرا ببخش اگر با شكمي سير به رختخواب رفتم؛ در حالي‌كه بچه‌ي خردسال همسايه‌مان از درد گرسنگي به‌خود مي‌پيچيد.

    ـ از اين‌كه آموخته‌هايم را به‌ديگران نياموختم؛ و با دانسته‌هايم بر ديگران فخر فروختم.

    ـ از اين‌كه زبانم گفت بفرمائيد؛ ولي دلم گفت نفرمائيد.

    ـ از اين‌كه كتابي خواندم؛ تا ديگران بگويند كتابي خواند.

    و اگر شكست ديگران شاد و پيروزي‌شان غمگينم كرد؛ تو از سر نادانيم بدان و از گناهم در گذر.

    ـ مرا ببخش اگر پيش روي مادر شهيدي بر دست مادرم بوسه زدم؛ و جاي خالي تنها پسرش را داغ گذاشتم.  

    ـ اگر براي عزيز كردن خود، قلب عزيزي را شكستم.

    ـ اگر چشمانم ياد گرفته که چگونه به ديگران دروغ بگويد.

    ـ اگر مطلبي نوشتم؛ و در زير آن اسمم را به‌خاطر اسمم نوشتم.

    ـ اگر دلم مي‌خواست زيباتر از اين مي‌بودم.

    و از اين‌كه تنها در شب‌هاي رمضان به‌يادم مي‌افتد كه محله ی ما هم مسجدی دارد و برای استغفار از اشتباهاتم بهترین جائیست که بگویم مرا ببخش؛

                                                     بارپروردگارا! مرا ببخش!