«اعوذ با... من نفسي»

        خداوندا! نمي‌دانم چگونه مي‌خواهي مرا در اين ماه پاك گرداني؛ كه كوله بارم پر از گناه و معصيت است، و چگونه در آغوشم بكشي؛ در حالي كه آغوش خود را به‌روي بزرگ‌ترين گناهان باز كرده‌ام.

        پروردگارا! چشمانم پر از گناه، دستانم پر از سياهي، پاهايم پر از كج‌روي و و دلم سفره‌اي از تيرگي است. آنقدر پرمعصيتم كه اگر من به‌جاي تو بودم خود را نمي پذيرفتم. گمان نمي‌كنم شب جمعه‌اي بر من گذشته باشد و تيرگي‌هاي پرونده‌ي عملم اشك «حجه‌ابن‌الحسن(عج)» را در نياورده باشد. الهي مرا ببخش اگر با مولايم چنين بدكردم و تا كنون تنها خدمتم به او افزودن بر خيل سياهي لشكرِ طرفدارانش بوده.

    ـ  خجالت مي‌كشم كه هرگز فكر نكردم؛ امروز آخرين روز زندگي من است.

    ـ از اين‌كه احمقانه گمان كردم؛ مشكلم به دست تو حل نمي‌شود و از فضل تو مأيوس شدم.

    ـ از اين‌كه براي هركاري با همه مشورت كردم؛ جز با تو.

    ـ از اين‌كه در حل مشكلم، اعتقادم به بنده‌اي از بندگانت بيشتر از اعتقادم نسبت به تو بود.

    ـ از اين‌كه بر سر نمازم حواسم به همه چيز بود؛ الّا نمازم.

خداوندا! مرا ببخش اگر ديگران را به كسي خنداندم؛ غافل از آن‌كه خود از همه خنده‌دارترم.

    ـ مرا ببخش اگر با كساني كه با من بد كردند بد كردم.

    ـ مرا ببخش اگر با شكمي سير به رختخواب رفتم؛ در حالي‌كه بچه‌ي خردسال همسايه‌مان از درد گرسنگي به‌خود مي‌پيچيد.

    ـ از اين‌كه با تكبر و بي سلام از كنار دوستم گذشتم؛ و در حالي كه متوجه‌اش شده بودم به‌خود گفتم «بگذار تا او سلام كند.»

    ـ از اين‌كه آموخته‌هايم را به‌ديگران نياموختم؛ و با دانسته‌هايم بر ديگران فخر فروختم.

    ـ از اين‌كه زبانم گفت بفرمائيد؛ ولي دلم گفت نفرمائيد.

    ـ از اين‌كه كتابي خواندم؛ تا ديگران بگويند كتابي خواند.

    ـ از اين‌كه با ديدن صحنه‌ي گناهي، خود را به بي خيالي زدم؛ انگار كه هيچ نديده‌ام.

    و اگر شكست ديگران شاد و پيروزي‌شان غمگينم كرد؛ تو از سر نادانيم بدان و از گناهم در گذر.

پروردگارا!  مرا ببخش اگر ـ دانسته يا نادانسته ـ در مقابل چشمان فرزند يتيمي دست نوازش بر سر فرزندم كشيدم و او را بوسيدم.

    ـ مرا ببخش اگر پيش روي مادر شهيدي بر دست مادرم بوسه زدم؛ و جاي خالي تنها پسرش را داغ گذاشتم.  

    ـ اگر براي عزيز كردن خود، قلب عزيزي را شكستم.

    ـ اگر چشمانم ياد گرفته چگونه به ديگران دروغ بگويد.

    ـ اگر مطلبي نوشتم؛ و در زير آن اسمم را به‌خاطر اسمم نوشتم.

    ـ اگر دلم مي‌خواست زيباتر از اين مي‌بودم.

    و از اين‌كه تنها در شب‌هاي رمضان به‌يادم مي‌افتد كه بگويم مرا ببخش؛

    بارپروردگارا! مرا ببخش.                 

                                   ( بابهره‌گيري از ره‌توشه‌ي رمضان )