بخشی از یک شعر (جلد دوازدهم ویل دورانت)
....
ما اعتراف می کنیم؛ که حنای دموکراسی خوب با چشمان زاغتان ست شده
پس این بیوۀ عراقی، چرا قنداقۀ خونین به آسمان گرفته
قسم خوران به دنبال سفیر شما فریاد می زند؛
هی کابوی! دم خروست جاماند!
فکر می کنم، زنان عراقی به رنگ موی امریکایی حساسیت دارند
نکند اینها که بر سرشان می ریزید آنتی هیستامین است؟!
در شگفتم که ناشران کتاب تجارت
چرا نوار قلب نوشابه هایشان مدتی ست که بوی کافور گرفته.
حضرات مرکانتینیست، درنگ نکنید!
اگر تا دیروز کوکای افریقایی و فانتای ویتنامی رنگتان
معدۀ وجدان بشریت را قلقلک می داد؛
امروز باید به رنگ عراق و افغانستان بزنید؛
چون روان آدمی به دنبال تنوع است!
آه خدایا! پس شاگردان فروید آنجا چه غلطی می کنند؟!
...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 7:48 توسط علی زنگنه
|